مركز همايش‌هاي سازمان ارتباطات خارجه مركز همايش‌هاي سازمان ارتباطات خارجه .

مركز همايش‌هاي سازمان ارتباطات خارجه

اعتراضي بر احتياط در ريش‌تراشي!

سلام
مي‌بينم اهل فتوا هم كه شده‌ايد! خوب اقلاً مستنداتتان را همراه فتاوا ذكر مي‌فرموديد تا ديگران هم مستفيض شوند. شما اگر نمي‌دانيد، خوب است بدانيد كه هيچ مستند قابل اتكايي براي گذاشتن ريش وجود ندارد و الا آقايان مراجع، آن را به احتياط برگزار نمي‌فرمودند. بنده كه الان يادم نيست كسي در اين باره فتوا داشته باشد اگر شما سراغ داريد بفرماييد. در هر صورت به نظر مي‌رسد اگر با استناد به فتواي مشهور، مطالب پيگيري شود به صواب نزديكتر است. شما به شكلي فتوا به فسق امام جماعت داده‌ايد در صورتي كه مسأله كاملاً اختلافي است. براي كسب رضاي خداوند متعال موفق باشيد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
چند فقره اشكال به جواب بنده در خصوص ريش، در نامه‌ي شما وجود دارد كه به ترتيب، پاسخ مي‌دهم. ان شاء الله
اول: نوشته‌ايد كه اهل فتوا شده‌ام، در حالي كه پناه مي‌برم به خداي متعال از فتوا و همچنان كه دستور فرموده‌اند، از فتوا مي‌گريزم همچنان كه از شير درنده مي‌گريزم. آنچه براي راهنمايي اصحاب منهاج فردوسيان تقديم مي‌شود، راه متين و صراط قويم «احتياط» است. بين «فتوا» و «احتياط» خيلي فرق است. در «فتوا»، صاحب فتوا به عهده مي‌گيرد كه هر كس به اين نظر «من» عمل كند، نجات يافته و به سرمنزل مقصود خواهد رسيد، ولي در «احتياط» كم‌خطرترين و كم‌ضررترين راه انتخاب مي‌شود،‌ هر چند سختي‌هايي داشته و محدوديت‌هايي بياورد. «فتوا» حكم فقيه خاص است ولي «احتياط»، مطلوب شرع انور و حكم عقل سليم مي‌باشد.
دوم: خواسته‌ايد كه مستندات به همراه فتوا ذكر شود. عرض شد كه آنچه مي‌نويسم، «فتوا»ي من نيست بلكه راه سالم احتياط است. مستندات «احتياط» همانند مستندات فتوا نيست. در مستندات فتوا، كنكاش و مناقشه‌ي بسيار مي‌شود تا واجب يا حرام بودن آن، اثبات يا رد شود؛ ولي در مستندات احتياط، دقت زياد لازم نيست و همين كه يك سو، ضرر داشته باشد و سوي ديگر، ضرر نداشته باشد، ولو اين كه نفعي هم نداشته باشد، كار، تمام است و حكم به نفع آن سويي مي‌شود كه ضرر ندارد، هر چند سود هم نداشته باشد.
در مسأله‌ي ريش، تراشيدن و كوتاه كردن آن به حدي كه نياز به شانه نداشته باشد، متهم به حرمت يا كراهت است ولي سوي مقابلش، يعني بلند گذاشتن ريش به اندازه‌اي كه نياز به شانه داشته باشد، منع نشده و بلكه توصيه شده است؛ پس به راحتي، احتياط را در بلند گذاشتن ريش به حد شانه مي‌يابيم.
براي آشنايي با مستندات مذموم بودن ازاله‌ي ريش، به اينجا و اينجا مراجعه نماييد.
سوم: هر چند برخي فقهاي عظام، فتوا به احتياط واجب در حرمت تراشيدن ريش داده‌اند، ولي برخي ديگر از مراجع عظام تقليد، همچون آيت الله بهجت (رحمه الله) [توضيح‏المسائل، متفرقه، مسأله‌ي ۴] و آيت الله صافي گلپايگاني (حفظه الله) [جامع الاحكام، جلد ۲، سؤال ۱۷۴۰ و ۱۷۴۲] فتوا به حرمت داده‌اند.
چهارم: اين كه فرموده‌ايد، به شكلي حكم به فسق امام جماعت داده‌ام، درست نيست. نه به تصريح و نه به كنايه، حكم به فسق امام جماعت نداده‌ام به اين دليل كه در تمام موارد، احتياط را در جمع بين نماز فرادا و نماز جماعت با امام جماعت كم‌ريش بيان كردم. اگر آن امام جماعت را فاسق مي‌دانستم، بايد نماز با او را ـ ولو به نحو اعاده ـ باطل مي‌شمردم كه چنين نكرده‌ام.
در پايان، از عنايت جناب‌عالي سپاسگزارم و از هر گونه نقد منصفانه و عالمانه، استقبال مي‌كنم.

موفق باشيد

منبع : http://www.oraniyom.loxblog.com/post/3/


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، رسم الخط، قرآن، القرآن العظيم، القرآن العزيز، القرآن المجيد، رسم الخط حاج فردوسي، رسم الاملاء،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۲۷:۱۸ توسط:مهشيد الهي موضوع:

جمله كوتاه

+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۲۴:۰۹ توسط:مهشيد الهي موضوع:

آشنايي با كتاب «آشنايي با منهاج فردوسيان»

مقدمه:

آغاز هر دوستي و همسفري، آشنايي است، پس لازم بود براي همراه شدن با اين برنامه‌ي تربيتي، مشتاقان كمال و سعادت، در قدم اول، با آن آشنا شوند. علاوه بر اين دليل، امور ديگري نيز در ميان بود كه ايجاب مي‌كرد تا اثر مستقلي براي آشنايي با منهاج فردوسيان، نوشته و عرضه گردد. برخي از اين امور عبارتند از:
۱. چندين سؤال در باره‌ي برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان وجود داشت كه به صورت مكرر و از سوي افراد مختلف پرسيده مي‌شد. لازم بود يك بار براي هميشه به اين سؤالات پاسخ داده شود. اين سؤالات به همراه جواب‌هايش در اين مجموعه گنجانيده شد تا به راحتي در دسترس اصحاب منهاج فردوسيان قرار داشته باشد.
۲. برخي افرادي كه مطالعاتي در ساير طريقت‌ها و برنامه‌هاي تربيتي دارند، با ديدن برخي شباهت‌ها بين منهاج فردوسيان و آن برنامه‌ها، خواستار شفاف شدن مرزهاي منهاج فردوسيان با آن برنامه‌ها بودند. بدين منظور، فصل خاصي اختصاص يافت.
۳. برخي سؤالات از سوي اصحاب منهاج فردوسيان مطرح مي‌شد كه به صورت مستقيم در باره‌ي برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان نبود ولي به نحوي مرتبط با مباحث تربيتي مي‌شد و دانستن جوابش در مواردي مي‌توانست راهگشاي اصحاب منهاج فردوسيان باشد. اين سؤالات نيز در اين كتاب، گنجانيده شد.
۴. اشكالات و ايرادهايي بر برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان مطرح مي‌شد كه پاسخ دادن به آن لازم بود. مجموعه‌ي اين اشكالات به همراه پاسخ هر كدام، به اين كتاب افزوده شد.
۵. اشكالاتي بر اينجانب مطرح مي‌شد كه شايسته بود بدان‌ها پاسخ داده شود، هر چند با رفتنم، اين اشكال و جواب‌ها بي‌محل خواهد شد. اين اشكالات نيز به همراه جوابش به مجموعه‌ي حاضر افزوده شد.
با اين توضيح، روشن ‌مي‌شود كه اين كتاب، شاه‌كليد آشنايي با ريشه‌ها، ساقه‌ها و شاخه‌هاي درخت تناور منهاج فردوسيان است.
شايد برخي سؤالات و اشكالات را عالمانه، محققانه و زيركانه بدانيد و شايد برخي سؤالات و اشكالات را كودكانه، ابلهانه، مغرضانه يا احمقانه بشماريد. اين، نشانه‌ي آن است كه پرسشگران و اشكال‌كنندگان، از تمام اقشار جامعه هستند، هم عالم، زيرك و محقق داريم و هم كودك، ابله، مغرض و احمق.
مطالعه‌ي دقيق و عميق اين كتاب، مي‌تواند تصوير كامل و همه‌جانبه‌اي از اين برنامه‌ي تربيتي ارائه دهد و ياور خوبي براي علاقه‌مندان به تحقيق علمي در باره‌ي منهاج فردوسيان باشد.

*****************

فهرست مطالب كتاب آشنايي با منهاج فردوسيان

مقدمه:

فصل اول، در تعريف اجمالي منهاج فردوسيان:
فصل دوم، در بيان مقدمات علميه‌ي منهاج فردوسيان:

مقدمه‌ي اول (خداوند، مشتاق تكامل ماست):
مقدمه‌ي دوم (پيامبران، مناديان تكامل هستند):
مقدمه‌ي سوم (برترين پيامبر، حضرت محمد بن عبدالله ـ صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ـ هستند):
مقدمه‌ي چهارم (استاد اعظم ـ صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ـ دوازده جانشين دارند):
مقدمه‌ي پنجم (استاد تكامل در زمان حاضر، حضرت بقيه الله الاعظم ـ ارواحنا فداه ـ هستند):
مقدمه‌ي ششم (منابع هدايت، فقط قرآن و روايات معتبر است):
مقدمه‌ي هفتم (آموزه‌هاي قرآن و روايات، براي تكامل بشر، كافي است):
مقدمه‌ي هشتم (مجموعه‌ي كاملي از ديدگاه‌ها و احكام عملي، ارائه نشده است):
مقدمه‌ي نُهُم (عمل به مذاق منهاج فردوسيان، راه يقيني تكامل است):
مقدمه‌ي دهم (تكامل، تدريجي است و سير يك‌باره، ممكن نيست):
مقدمه‌ي يازدهم (عمل‌گرايي، محور اصلي رسيدن به تكامل است):
مقدمه‌ي دوازدهم (اصحاب منهاج فردوسيان، انسان‌هاي ويژه‌اي هستند):
نتيجه‌ي نهايي مقدمات:

********************

فصل سوم، در بيان پنج حجاب اعتقادي‌ منهاج فردوسيان:

۱ ـ توحيد:
۲ ـ نبوت:
۳ ـ امامت:
۴ ـ ولايت:
۵ ـ برائت:

******************************

فصل چهارم، در پاسخ به سؤالاتي در باره‌ي منهاج فردوسيان:

سؤال ۱: چگونه نام اين برنامه‌ي تربيتي، منهاج فردوسيان شد؟
سؤال ۲: چرا نام اين برنامه‌ي تربيتي، «منهاج فردوسيان» است نه «منهاج فردوس»؟
سؤال ۳: چرا از نام‌هاي «اسلام» يا «شيعه» استفاده نكرده‌ايد و دست به جعل مصطلح جديدي زده‌ايد؟
سؤال ۴: هدف از نوشتن و انتشار منهاج فردوسيان چيست؟
سؤال ۵: شعار منهاج فردوسيان چيست؟
سؤال ۶: چه كساني مخاطب اصلي منهاج فردوسيان هستند؟
سؤال ۷: منهاج فردوسيان چه كساني را مورد نقد قرار مي‌دهد؟
سؤال ۸: هر طريقت و برنامه‌ي تربيتي‌اي، سلسله‌اي دارد، سلسله‌ي طريقتي منهاج فردوسيان چيست؟
سؤال ۹: «منهاج فردوسيان» چه مزايايي بر ساير برنامه‌هاي خودسازي و تربيتي دارد؟
۱ ـ كامل بودن:
۲ ـ جامع بودن:
۳ ـ معتبر بودن:
۴ ـ وابسته نبودن در راهنمايي و راهبري به غير معصوم:
۵ ـ تضميني بودن دستاوردها و نتايج:
۶ ـ داشتن همزمانِ نتايج دنيوي و اخروي:
۷ ـ عرضه‌ي دستورات به قدر تقاضا و طاقت:
۸ ـ روشن بودن مسير و دستورات از اول راه:
۹ ـ برگرفته بودن از تصريحات كتاب و سنت:
۱۰ـ تنظيم قوانين از مهمتر به مهم:
سؤال ۱۰: آيا براي استجماع قواعد نظري و قوانين عملي، نيازي به ملكه‌ي قدسيه‌ي اجتهاد هست؟
سؤال ۱۱: آيا براي تبليغ منهاج فردوسيان، داشتنِ مجوّز رسمي و كتبي از «حاج فردوسي» يا «دفتر مركزي منهاج فردوسيان» لازم است؟
سؤال ۱۲: چرا كتاب‌هاي «مجموعه‌ي قواعد نظري منهاج فردوسيان» و «مجموعه‌ي قوانين عملي منهاج فردوسيان» بدون مستندات و منابع منتشر شده است؟
سؤال ۱۳: نحوه‌ي استفاده از برنامه‌ي منهاج فردوسيان چگونه است؟
سؤال ۱۴: چگونه از مباني نظري و دستورات عملي اين برنامه‌ي تربيتي مطلع شويم؟
سؤال ۱۵: مهم‌ترين مهارتي كه رهرو منهاج فردوسيان بايد داشته باشد، چيست؟
سؤال ۱۶: چيدمان قانون‌ها در طبقات مختلف، پيرو چه ضابطه‌اي بوده است؟
سؤال ۱۷: آيا درست است كه در «منهاج فردوسيان» نقش«استاد» در تربيت را قبول ندارند؟
سؤال ۱۸: بعد از اعتقاد به قواعد نظري و التزام به قوانين عملي منهاج فردوسيان، در چه مسائلي بايد به «رساله‌ي توضيح المسائل»، «مرجع تقليد» و «استفتاء» مراجعه كنيم؟
سؤال ۱۹: آيا كسي از فقها و مراجع تقليد معاصر، «منهاج فردوسيان» را تأييد كرده است؟
سؤال ۲۰: مجموعه‌ي رفقاي منهاج فردوسيان چيست؟
سؤال ۲۱: چگونه قاعده‌هاي نظري را در جدول محاسبه قرار دهيم؟
سؤال ۲۲: چگونه قانون‌هاي عملي را در جدول محاسبه قرار دهيم؟
سؤال ۲۳: جدول‌هاي پُر شده‌ي محاسبه چيست؟
سؤال ۲۴: فرق توضيحاتي كه در متن قواعد نظري يا قوانين عملي در ميان [كروشه] آمده با توضيحاتي كه در ميان {قلاب} آمده چيست؟
سؤال ۲۵: آيا براي كلاس‌ها، جلسات هفتگي، پاسخگويي به پرسش‌هاي اصحاب منهاج فردوسيان و مشاوره‌هاي تربيتي حضوري، تلفني و مكاتبه‌اي، هزينه‌اي دريافت ‌مي‌شود؟
سؤال ۲۶: آيا در منهاج فردوسيان، مانند برخي فرقه‌هاي صوفيه كه يك دهم درآمدشان (عُشريه) را به قطب مي‌دهند، اصحاب منهاج فردوسيان بايد قسمتي از درآمد خود را به حاج فردوسي يا دفتر مركزي منهاج فردوسيان بدهند؟
سؤال ۲۷: عبارت «۲۷ رجب» كه در آرم منهاج فردوسيان درج شده به چه معني است؟
سؤال ۲۸: نسخه‌ي «مفصّلِ موضوعي» و «مختصرِ ترتيبي» چيست و چه فرقي با هم دارد؟
سؤال ۲۹: «پيمان سعي» در منهاج فردوسيان چيست و چه فرقي با «سر سپردن» صوفيه در نزد قطب دارد؟
سؤال ۳۰: آيا پيمودن منهاج فردوسيان منجر به ديدن رؤياهاي صادقه و مكاشفات روحي ‌مي‌شود؟
سؤال ۳۱: وقتي براي منهاجي، رؤياي صادقه يا مكاشفه‌اي رخ داد، چه ملاكي براي تشخيص درستي و نادرستي آن هست؟ به چه مقدار بايد به آنها توجه كند؟
سؤال ۳۲: آيا عمل به قوانين منهاج فردوسيان، براي كفار (مانند يهوديان و مسيحيان) هم فايده‌اي دارد؟
سؤال ۳۳: آيا تمام اعتقادات شيعه‌ي اثني‌عشري در «قواعد نظري منهاج فردوسيان» و تمام دستورات عملي شيعه‌ي اثني‌عشري در «قوانين عملي منهاج فردوسيان» آمده است؟
سؤال ۳۴: وقف منهاج فردوسيان چيست و در چه اموري هزينه ‌مي‌شود؟
سؤال ۳۵: چرا ـ با اين كه نظام برده‌داري از بين رفته ـ قواعد و قوانيني به اين امر اختصاص يافته است؟
سؤال ۳۶: چرا اصرار داريد از رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) و ائمه‌ي طاهرين (عليهم‌السلام) به عنوان «استاد اعظم» و «استادان منهاج فردوسيان» ياد كنيد؟
سؤال ۳۷: به چه دليل مي‌گوييد كسي كه تا مرحله‌ي ششم قوانين را به صورت مستمر مراعات كند تا در جانش مستقر گردد، هم دنيايش درست ‌مي‌شود و هم آخرتش؟
سؤال ۳۸: ملاك در انتخاب قواعد نظري و قوانين عملي براي ستاره‌دار شدن، چيست؟
سؤال ۳۹: با توجه به اين كه تمام مطالب منهاج فردوسيان در قرآن كريم و روايات آمده و تمام اين منابع، در دسترس است و حد اقل در كتاب‌خانه‌ها قابل مشاهده و دستيابي مي‌باشد، نوشتن و عرضه‌ي منهاج فردوسيان،‌ چه لزومي داشته و نوآوري آن در چيست؟
سؤال ۴۰: ثمرات منهاجي شدن چيست؟
سؤال ۴۱: با مطالبي كه در قواعد نظري منهاج فردوسيان هست ولي عجيب به نظر مي‌رسد و باورش مشكل است، چه كنيم؟
سؤال ۴۲: تفصيلي شدن اعتقادات اجمالي، كه به عنوان ثمره‌ي دنيوي منهاجي شدن مطرح مي‌كنيد، به چه معني است؟
سؤال ۴۳: نمادهاي دايره، مربع و مثلت كه در نقشه‌ي گرافيكي منهاج فردوسيان استفاده شده، از چه منبعي گرفته شده و به چه معنايي است؟
سؤال ۴۴: چرا در قواعد نظري منهاج فردوسيان از برخي پيامبران و برخي خوبان و برخي بدان، نامي نيامده است؟
سؤال ۴۵: مذاق منهاج فردوسيان اصولي است يا اخباري؟
سؤال ۴۶: چرا برخي نام‌ها در كتاب «مجموعه‌ي قواعد نظري منهاج فردوسيان» پوشيده شده است؟ و اين افراد، چه كساني هستند؟
سؤال ۴۷: قبول دوازده مقدمه‌ي علميه، چه آثار و نشانه‌هاي عملي دارد؟
ثمره‌ي عملي قبول مقدمه‌ي اول:
ثمره‌ي عملي قبول مقدمه‌ي دوم:
ثمره‌ي عملي قبول مقدمه‌ي سوم:
ثمره‌ي عملي قبول مقدمه‌ي چهارم:
ثمره‌ي عملي قبول مقدمه‌ي پنجم:
ثمره‌ي عملي قبول مقدمه‌ي ششم:
ثمره‌ي عملي قبول مقدمه‌ي هفتم:
ثمره‌ي عملي قبول مقدمه‌ي هشتم:
ثمره‌ي عملي قبول مقدمه‌ي نهم:
ثمره‌ي عملي قبول مقدمه‌ي دهم:
سؤال ۴۸: منهاج فردوسيان، چه مزايايي بر قرآن كريم دارد؟
سؤال ۴۹: منهاج فردوسيان، چه مزايايي بر روايات معتبر شيعي دارد؟
سؤال ۵۰: منهاج فردوسيان چه راهكارهايي براي علاقه‌مند كردن نسل جوان و جامعه به معنويت ارائه مي‌دهد؟
سؤال ۵۱: براي راستي‌آزمايي قواعد نظري و قوانين عملي منهاج فردوسيان به چه كسي مراجعه كنيم؟
سؤال ۵۲: چرا در ابتداي هر قاعده يا قانون، نام گوينده‌ي آن سخن از معصومين (عليهم‌السلام) را نمي‌نويسيد؟
سؤال ۵۳: چرا آدرس آيات و رواياتي كه قواعد نظري و قوانين عملي از آنها استجماع شده را در پايان هر قانون يا قاعده ذكر نكرده‌ايد؟
سؤال ۵۴: «منهاج فردوسيان» برنامه‌ي تربيتي فردي است يا اجتماعي؟
سؤال ۵۵: ثمره‌ي «منهاج فردوسيان»، اصلاح فرد است يا جامعه؟
سؤال ۵۶: محدوده‌ي تقليد از مرجع تقليد كجاست؟
سؤال ۵۷: با توجه به «قاعده‌ي تسامح در ادله‌ي سنن»، چرا به اعتبار منبع و سند قوانين طبقات پنجم تا دهم منهاج فردوسيان (مستحبات و مكروهات)، اهميت داده ‌مي‌شود؟
سؤال ۵۸: اگر فقها اجازه ندارند در مورد «منهاج فردوسيان» اظهار نظر كنند، چرا «فتوا» يكي از مستندات هفتگانه‌ي قواعد نظري و قوانين عملي است؟
سؤال ۵۹: چرا حضرت فاطمه‌ (سلام‌الله‌عليها) را جزء استادان منهاج فردوسيان (عليهم‌السلام) نمي‌دانيد؟
سؤال ۶۰: چرا در «منهاج فردوسيان» به بيان «راه» مي‌پردازيد، ولي «بيراهه» را معرفي نمي‌كنيد؟
سؤال ۶۱: آيا قواعد نظري يا قوانين عملي منهاج فردوسيان، به مرور زمان، كهنه مي‌شوند، يا چيزهاي جديد و جالب به آن افزوده خواهد شد؟
سؤال ۶۲: اعتقاد يافتن به قواعد نظري و عمل كردن به قوانين عملي منهاج فردوسيان، چه گرهي از گره‌هاي جهان اسلام را مي‌گشايد؟
سؤال ۶۳: چرا در برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان، به شبهات ـ مخصوصاً شبهات وهابيت ـ پاسخ داده نمي‌شود؟
سؤال ۶۴: آيا «منهاج فردوسيان» عاشق حسيني (عليه‌السلام) تربيت مي‌كند؟
سؤال ۶۵: چرا «منهاج فردوسيان» در يك محل مشخص و متمركز، مانند مدرسه، تدريس نمي‌شود؟
سؤال ۶۶: آيا «منهاج فردوسيان»‌ بدون جذابيت، خواهد توانست با برنامه‌هاي جذاب وارداتي و غربي، هماوردي و مقابله كند؟
سؤال ۶۷: آيا منهاج فردوسيان، «رجالُ الغيب» هم تربيت مي‌كند؟
سؤال ۶۸: آيا با منهاج فردوسيان مي‌توان به مقام «اوتاد» و «ابدال» رسيد؟
سؤال ۶۹: چرا مطالعه‌ي زياد و پيوسته‌ي قواعد نظري و قوانين عملي منهاج فردوسيان، موجب سنگين شدن روح و احساس نياز بيشتر به تفريح ‌مي‌شود؟
سؤال ۷۰: چگونه «منهاج فردوسيان» مي‌تواند ملاكي براي تشخيص امام عصر (عليه‌السلام) در تشرّفات و زمان ظهور باشد؟
سؤال ۷۱: چرا به جاي كلمه‌ي «منهاج» از كلمه‌ي «صراط» استفاده نكرده‌ايد؟
سؤال ۷۲: سخناني كه از بزرگان جهان باقي مانده،‌ چه جايگاهي در منهاج فردوسيان دارد؟
سؤال ۷۳: آيا در منهاج فردوسيان مي‌توان به حقيقت دين (اسلام، ايمان و احسان) رسيد؟
سؤال ۷۴: چرا در تدوين منهاج فردوسيان، از روايات عامه، ولو به نحو شاهد، استفاده كرده‌ايد؟
سؤال ۷۵: چرا با عرضه‌ي رايگان محصولات منهاج فردوسيان، زمينه را براي منتقدين اين برنامه، آسان نمي‌كنيد؟

*******************************

فصل پنجم، در بيان نقاط اشتراك و افتراق منهاج فردوسيان با سايرين:

سؤال ۱: «منهاج فردوسيان» چه تفاوت‌هايي با «عرفان اسلامي» دارد؟
۱ ـ عرفان، نياز به استادي راه‌رفته و حاذق دارد:
۲ ـ عرفان نياز به توانايي بالاي جسمي و روحي دارد:
۳ ـ عرفان نياز به متوقف كردن موقت يا دائمي روال زندگي عادي دارد:
۴ ـ عرفان، گرفتار جابجايي در اصل و فرع است:
سؤال ۲: «منهاج فردوسيان» چه نقاط اشتراك و افتراقي با تصوّف دارد؟
نقاط افتراق در ديدگاه‌ها و اعتقادات:
نقاط افتراق در احكام عملي:
سؤال ۳: «منهاج فردوسيان» چه نقاط اشتراك و افتراقي با «اخباري‌گري» دارد؟
سؤال ۴: «منهاج فردوسيان» چه نقاط اختلافي با «شيخيه» دارد؟
سؤال ۵: «منهاج فردوسيان» چه نقاط اشتراك و افتراقي با «مكتب تفكيك» دارد؟
سؤال ۶: «منهاج فردوسيان» چه نقاط اشتراك و افتراقي با «تشيع» دارد؟
سؤال ۷: «منهاجي» چه فرقي با «شيعه‌ي اثني‌عشري» دارد؟
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي ائمه‌ي طاهرين (عليهم‌السلام):
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي زيارت:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي مسائل عبادي:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي قرآن:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي ادعيه:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي علم و علم‌آموزي:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي مسائل اجتماعي:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي مسائل خانوادگي:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي ازدواج:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي زنان:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي آرايش:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي قسم و نذر:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي مسائل اقتصادي:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي مناسبت‌ها و ايام:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي مردگان و عالم آخرت:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي حيوانات:
ديدگاه‌هاي تشيع نانوشته در باره‌ي ساير مسائل:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي ائمه‌ي طاهرين (عليهم‌السلام):
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي زيارت:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي عزاداري:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي اماكن مذهبي:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي مسائل عبادي:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي قرآن:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي ادعيه:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي مناسبت‌ها و ايام:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي خانواده:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي امور مالي و اقتصادي:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي سفر و مسافر:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي مردگان و عالم آخرت:
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي ساير امور:
سؤال ۸: چه نقاط اشتراك و افتراقي بين «منهاج فردوسيان» و «طريقه‌ي فردوسيه» وجود دارد؟
سؤال ۹: «منهاج فردوسيان» چه نقاط اشتراك و افتراقي با «رساله‌ي توضيح المسائل» مراجع تقليد دارد؟
سؤال ۱۰: «رساله‌ي توضيح المسائل منهاج فردوسيان» چه نقاط اشتراك و افتراقي با «رساله‌ي توضيح المسائل» مراجع معظم تقليد دارد؟
سؤال ۱۱: «منهاج فردوسيان» چه نقاط اشتراك و افتراقي با «مفاتيح الحيات» دارد؟
سؤال ۱۲: «منهاج فردوسيان» چه نقاط اشتراك و افتراقي با «حليه المتقين» دارد؟

****************************

فصل ششم، در پاسخ به سؤالاتي در باره‌ي اصحاب منهاج فردوسيان:

سؤال ۱: آيا اصحاب منهاج فردوسيان را مي‌توان از ظاهرشان شناخت؟
سؤال ۲: آيا اصحاب منهاج فردوسيان را مي‌توان از رفتارشان شناخت؟
سؤال ۳: آيا اصحاب منهاج فردوسيان ـ كه همه‌ي قواعد نظري و قوانين عملي در اختيارشان هست ـ نيازي به جلسه‌ي اخلاق و كلاس اخلاق دارند؟
سؤال ۴: آيا اصحاب منهاج فردوسيان مي‌توانند در پُست‌هاي حساس سياسي وارد شوند؟
سؤال ۵: اصحاب منهاج فردوسيان، چه قوانيني را در ملأ عام انجام دهند و چه قوانيني را مخفيانه مراعات نمايند؟
سؤال ۶: برخي اصحاب منهاج فردوسيان از مراعات مخفيانه‌ي قوانين عملي، دچار عُجب مي‌شوند، ولي اگر علني انجام دهند، دچار اين حالت نمي‌شوند، آيا مي‌توانند تمام قوانين را علني بجا آورند؟
سؤال ۷: آيا تذكر اصحاب منهاج فردوسيان به يكديگر، بايد محدود به مراعات قوانين طبقات اول تا ششم باشد يا قوانين طبقات هفتم تا دهم را هم مي‌توانند به هم تذكر دهند؟
سؤال ۸: آيا اصحاب منهاج فردوسيان مي‌توانند مطالعات متفرقه‌ي مذهبي داشته باشند؟
سؤال ۹: انحرافات فكري و عملي اصحاب منهاج را به پاي چه كسي حساب كنيم؟
سؤال ۱۰: آيا مي‌توانيم به اصحاب منهاج فردوسيان،‌ به طور كامل اعتماد كنيم؟
سؤال ۱۱: آيا مي‌توان تمام رفتار و گفتار اصحاب منهاج فردوسيان را به حساب منهاج فردوسيان گذاشت؟

سؤال ۱۲: آيا تمام اصحاب منهاج فردوسيان در يك درجه قرار دارند؟

منهاج‌دوست:
منهاج‌خوان:
منهاج‌دان:
منهاج‌يار:
منهاج‌گو:
منهاج‌كوش:
منهاج‌زده:
منهاج‌شاپ:
منهاج‌تعصب:
منهاج‌باد:
منهاج‌خر:
منهاج‌فخر:

سؤال ۱۳: آيا تمام مخالفان و دشمنان منهاج فردوسيان در يك درجه قرار دارند؟
منهاج‌پاد خوش‌خيم:
منهاج‌پاد بدخيم:
منهاج‌پاد دژخيم:
سؤال ۱۴: چرا برخي اصحاب منهاج فردوسيان، قبل از منهاجي شدن، برخي از قواعد يا قوانين منهاج فردوسيان را مسخره مي‌كردند؟

*****************************

فصل هفتم، در پاسخ به سؤالات مرتبط با منهاج فردوسيان:

سؤال ۱: با توجه به اين كه برنامه‌ي تربيتي «منهاج فردوسيان» براي مشتاقان كمال و سعادت است، چه عواملي مانع از ايجاد «اشتياق» ‌مي‌شود؟
۱. طينت نامناسب:
۲. نطفه‌ي نامناسب:
۳. ايجاد از لقمه‌ي حرام:
۴. حماقت:
۵. ديوانگي:
سؤال ۲: بعد از اين كه «اشتياق» ايجاد شد، چه عواملي مانع از به ثمر رسيدن اشتياق و رساندن صاحبش به كمال و سعادت ‌مي‌شود؟
۱. بي‌برنامگي:
۲. شيادان:
۳. فشارهاي محيط:
۴. تكبّر:
۵. عُجب (خودشيفتگي):
۶. خانواده‌ي نامناسب:
۷. رفيقان ناهمراه:
۸. اعتقادات انحرافي:
۹. لقمه‌ي حرام:
۱۰. اصرار بر گناه:
۱۱. عقل‌زدگي (علم‌زدگي):
سؤال ۳: چه عواملي «اشتياق» را تشديد و آتشِ طلب را در جان مشتاقان، شعله‌ور مي‌سازد؟
۱. برنامه‌ي مشخص:
۲. رفيقان مناسب:
۳. مشاور دانا و دلسوز:
۴. آشنايي با بهشت و جهنم:
۵. جلسات مناسب:
۶. ديدن ثمرات:
سؤال ۴: عوامل مخالفت با برنامه‌ي تربيتي «منهاج فردوسيان» كدام است؟
۱. اشكال در نطفه:
۲. فرقه‌پنداري:
۳. لجاجت با مبلّغ خاص:
۴. حسادت نسبت به مبلّغ:
۵. بر هم خوردن توهّمات مذهبي:
۶. عاملِ دشمن بودن:
۷. داشتنِ استادِ بد:
سؤال ۵: عوامل بي‌رغبتي نسبت به برنامه‌ي تربيتي «منهاج فردوسيان» كدام است؟
گروه اول: عوامل عمومي بي‌رغبتي:
۱. طينت:
۲. نطفه:
۳. نفْس‌پرستي:
گروه دوم: عوامل اختصاصي بي‌رغبتي:
۱. بي‌اطلاعي:
۲. شخصيت‌زدگي:
۳. رسانه‌زدگي:
۴. تكبّر:
۵. عُجب (خودشيفتگي):
۶. جذّاب نبودن:
۷. تبليغ و دفاع بد:
سؤال ۶: نبودن يك تشكيلات منسجم و مطمئن براي تكامل مشتاقين، چه اشكالي دارد و چه خسارت‌هايي به بار مي‌آورد؟
سؤال ۷: مسلمان شدن با برنامه‌ي منهاج فردوسيان چه تفاوتي با مسلمان شدن‌ موروثي دارد؟
سؤال ۸: چرا بعضي افراد پس از آشنا شدن با «تشيع نانوشته» و موارد آن، باز هم روش پدرانشان را پي مي‌گيرند؟
سؤال ۹: وساوس و شك‌هايي كه در قلب اصحاب منهاج فردوسيان نسبت به اين برنامه ايجاد ‌مي‌شود، از كجا ناشي ‌مي‌شود؟ و راه از بين بردن آن چيست؟
سؤال ۱۰: آيا شك كردن در حقانيت منهاج فردوسيان براي كساني كه مدتي با اين برنامه سير تكاملي داشته‌اند (اصحاب منهاج فردوسيان)، خير و مقدمه‌اي براي ترقي به درجات بالاتري است؟ يا نشانه‌ي ناراستي و نادرستي در مقدمات مي‌باشد؟
سؤال ۱۱: آيا آن دسته از اصحاب منهاج فردوسيان كه هيچگاه دچار شك و ترديد نسبت به حقانيت منهاج فردوسيان نمي‌شوند، از بهره‌هاي شك كه مي‌تواند سكوي پرتاب به سوي يقين باشد،‌ محروم مي‌مانند؟
سؤال ۱۲: چرا بعضي از افراد با ديدن نام «منهاج فردوسيان» و مطالعه‌ي سطحي آن، حالت تنفر و اشمئزاز به آنان دست مي‌دهد؟
سؤال ۱۳: آيا براي رسيدن به كمالات فردي، لازم است كه خدمات اجتماعي و سياسي داشته باشيم؟
سؤال ۱۴: مدعيان تربيت و دكانداران معرفت، چه مشخصاتي دارند؟
۱. پرهيز دادن از مراجع تقليد و علماي اعلام:
۲. به خود خواندن به جاي ارجاع به كتاب و سنت و عترت:
۳. ادعاهاي غير قابل اثبات:
۴. تأويل آيات قرآن و تفسير به رأي:
۵. استفاده از روايات غير معتبر:
۶. توجه بيش از حد به خواب و مكاشفه:
۷. انتساب‌هاي بدون سند:
۸. ترويج اباحه‌گرايي و تكليف‌گريزي:
۹. اعطاي القاب و درجات:
۱۰. سپردن مأموريت‌هاي ويژه‌ي الهي:
۱۱. ترويج رابطه‌ي شديد مريد و مرادي:
۱۲. رعايت اصول حفاظتي و رازداري:
۱۳. برخورداري از انسجام تشكيلاتي:
۱۴. پرهيز دادن از حضور در اجتماعات مسلمين:
۱۵. اخلال در نظم عمومي:
۱۶. همكاري با يهود و نصارا:
۱۷. برخورداري از حمايت بيگانگان و برخي محافل مشكوك:
۱۸. قيام مسلحانه عليه نظام اسلامي:
۱۹. در پي كسب ثروت بودن:
۲۰. تعصب و فرقه‌گرايي:
سؤال ۱۵: چرا بعضي افراد با ورود به منهاج فردوسيان، حالات معنوي خود را از دست مي‌دهند؟
سؤال ۱۶: چرا روحانيون شيعه با برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان مخالفت مي‌كنند؟
سؤال ۱۷: چرا معتقديد دشمنان منهاج فردوسيان عقل ندارند؟
سؤال ۱۸: اشكال گرفتن بر منهاج فردوسيان، بدون مطالعه‌ي اصول استجماع، قواعد نظري و قوانين عملي آن، چه اشكالي دارد؟
سؤال ۱۹: چرا قدم نهادن در منهاج فردوسيان، سرخوشي‌ها و هيجان‌طلبي‌ها را از انسان مي‌گيرد؟
سؤال ۲۰: چه وقت منهاجي به جايي مي‌رسد كه علم بر او از هر سو هجوم آورد؟
سؤال ۲۱: رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) و ائمه‌ي طاهرين (عليهم‌السلام) مهم‌تر هستند يا «منهاج فردوسيان»؟
سؤال ۲۲: منهاجي‌بودن مهمتر و ارزشمندتر است يا سيد بودن؟
سؤال ۲۳: آيا مخالفين و توهين‌كنندگان به «منهاج فردوسيان» دچار بلا و حوادث ناگوار مي‌شوند؟
سؤال ۲۴: عاقبت مسخره‌كنندگان، انكاركنندگان و مخالفين «منهاج فردوسيان» چه ‌مي‌شود؟
سؤال ۲۵: آيا مخالفين «منهاج فردوسيان» در تكميل و ترويج اين برنامه‌ي تربيتي نقشي داشته‌اند؟
سؤال ۲۶: آيا با مردن يا برگشتن حاج فردوسي يا مبلّغين فعال از «منهاج فردوسيان»، اين برنامه به پايان مي‌رسد و تعطيل ‌مي‌شود؟
سؤال ۲۷: شما كه مردم (غير اصحاب منهاج فردوسيان) را بهائم مي‌دانيد، چرا «منهاج فردوسيان» را برايشان تبليغ مي‌كنيد؟
دليل اول (عذر داشتن در نزد خداي تعالي):
دليل دوم (احتمال هدايت‌كردن):
دليل سوم (اتمام حجت بر منحرفين):
سؤال ۲۸: آيا «روايات اخلاقي»، نياز به سند معتبر و اعتبارسنجي منبع دارد؟
سؤال ۲۹: آيا تسلط داشتن بر قواعد نظري و قوانين عملي منهاج فردوسيان و اصول استجماع، به كساني كه مي‌خواهند به اجتهاد برسند، كمك مي‌كند؟
سؤال ۳۰: آيا تسلط داشتن بر قواعد نظري و قوانين عملي منهاج فردوسيان و اصول استجماع، براي طلبه‌هايي كه فقط قصد مبلغ شدن دارند و نمي‌خواهند به اجتهاد و مرجعيت برسند، مفيد است؟
سؤال ۳۱: نامتناهي بودن خداي تعالي، اقتضا مي‌كند كه مراتب بهشت، نامتناهي باشد، در اين صورت، چگونه مي‌توان توجيه كرد كه «فردوس» آخرين درجه‌ي بهشت باشد؟
سؤال ۳۲: آيا عبادت حق تعالي،‌ موضوعيت دارد يا طريقيت؟
سؤال ۳۳: چرا حوزه‌هاي علميه، نمي‌توانند اشكال علمي درستي از «منهاج فردوسيان» بگيرند؟
سؤال ۳۴: براي ارزيابي «منهاج فردوسيان»، چه پايه‌اي از علم بايد داشت؟
سؤال ۳۵: آيا قبول مقدمات دوازده‌گانه‌ي علميه، فقط براي ورود به «منهاج فردوسيان» و استفاده از آن است، يا براي «تأييد» و «نقد» منهاج فردوسيان هم بايد آن را قبول داشت؟
سؤال ۳۶: برنامه‌ي تربيتي، چه ملاك‌ها و مشخصه‌هايي دارد؟
سؤال ۳۷: آيا مي‌شود به كتاب‌هايي كه راجع به بزرگان و عرفا نوشته شده، اعتماد كرد؟
سؤال ۳۸: چرا آثار منهاج فردوسيان را به صورت كتاب‌هاي الكترونيكي رايگان عرضه نمي‌كنيد؟
سؤال ۳۹: آيا براي شروع منهاج، نياز به آموزش و آشنايي خاصي هست؟
سؤال ۴۰: آيا تمام محتويات منتشر شده از منهاج فردوسيان در فضاهاي مجازي مانند اينترنت را تأييد مي‌كنيد؟
سؤال ۴۱: چه تضميني وجود دارد كساني كه به منهاج فردوسيان معتقد شوند و عمل كنند، به كمال و سعادت برسند؟
سؤال ۴۲: آيا به جاي «منهاج فردوسيان» مي‌شود به كتاب‌هاي خوب ديگر، كه زياد هم هست، مراجعه نمود؟
سؤال ۴۳: چگونه جمعي از صحابه ـ مانند سلمان و ابوذر ـ به مقامات عاليه رسيدند؟ و ما چگونه مي‌توانيم به جاي آنان برسيم؟
سؤال ۴۴: آيا مواردي كه به عنوان «تشيع نانوشته» مطرح شده است، بدعت و حرام محسوب مي‌شود؟
سؤال ۴۵: آيا ارجاع مردم در زمان غيبت به راويان حديث (فقها) به معني انتقال و تفويض استادي از امام عصر (عليه‌السلام) به آنان نيست؟
سؤال ۴۶: چه عواملي موجب جذب ديگران، به منهاج فردوسيان مي‌شود؟
هدايت الهي:
استدلال‌هاي قوي:
اخلاق پيامبرگونه‌ي مبلغين منهاج فردوسيان:
در دسترس بودن مبلّغ:
دعوت عملي اصحاب منهاج فردوسيان:
سؤال ۴۷: اين كه مي‌گوييد: در استجماع منهاج فردوسيان، «برداشت» راه ندارد، «برداشت» به چه معناست و در مقابل چه چيزي قرار دارد؟
سؤال ۴۸: آيا منهاجي شدن، منجر به تشرّف به محضر امام زمان (عليه‌السلام) مي‌شود؟
سؤال ۴۹: مطالعه‌ي منهاج فردوسيان، جهت آشنا شدن با واضحات و مسلّمات شيعه‌ي اثني‌عشري، بدون قصد مراعات قوانين، چه حكمي دارد؟
سؤال ۵۰: اين كه مي‌گويند كسي كه به واضحات و مسلّمات، عمل كند، موجب روشن شدن آنچه نمي‌داند مي‌شود، يعني چه؟
سؤال ۵۱: منهاجيون و منهاجياتي كه به درجات عاليه و فردوس اعلي رسيده‌اند را چه بناميم؟
سؤال ۵۲: «منهاجي» شدن هدف است يا «فردوسي» شدن؟
سؤال ۵۳: منظور از نااهل كه نبايد منهاج فردوسيان در اختيارش قرار بگيرد، چه كسي است؟
سؤال ۵۴: چرا «فردوس» را بالاترين درجه‌ي بهشت مي‌شماريد؟
۱. سقف فردوس،‌ عرش خداست:
۲. فوقِ فردوس،‌ عرش پروردگار جهانيان است:
۳. فردوس، بالاترين درجه‌ي بهشت است:
۴. فردوس، مرتفع‌ترين جا‌ي بهشت است:
۵. فردوس، بافضيلت‌ترين جا‌ي بهشت است:
۶. فردوس، نيكوترين جا‌ي بهشت است:
۷. فردوس، آقاي بهشت است:
۸. عرش بر فردوس قرار دارد:
۹. فردوس، ناف بهشت است:
۱۰. فردوس، قلّه‌ي بهشت است:
۱۱. بعد از فردوس، بهشتي نيست:
۱۲. بعد از فردوس، درجه‌اي نيست:
۱۳. چيزي بر فردوس، برتري ندارد:
۱۴. فردوس،‌ جايگاه استاد اعظم و ائمه‌ي طاهرين (عليهم‌السلام) است:
۱۵. فردوس،‌ جايگاه انبياء بزرگ الهي (عليهم‌السلام) است:
۱۶. ساكنان فردوس،‌ همسايگان خداي تعالي هستند:
۱۷. نهرهاي چهارگانه‌ي بهشت، از فردوس، سرچشمه مي‌گيرد:
۱۸. خداي تعالي، فردوس را با دست خودش بنا كرده است:
۱۹. نيكاني چون سلمان، ابوذر، عمار و مقداد، در فردوس هستند:
۲۰. اصحاب خاص هر امام، اولين شيعياني هستند كه وارد فردوس مي‌شوند:

**************************

فصل هشتم، در پاسخ به اشكالاتي بر برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان:

اشكال اول: «منهاج فردوسيان» فرقه‌ي جديدي است.
اشكال دوم: در اين برنامه، شخص غائب از نظر و خارج از دسترس، به عنوان «استاد» معرفي شده است.
اشكال سوم: منهاج فردوسيان باعث تضعيف جايگاه فقاهت و مرجعيت شيعه ‌مي‌شود و به دنبال چنين هدفي است.
اشكال چهارم: مراعات حدود چهار هزار قانون كه در اين برنامه آمده است، از توان افراد عادي خارج است.
اشكال پنجم: اين برنامه‌ي تربيتي به گونه‌اي شبيه به طريقت‌هاي عرفان و تصوف است.
اشكال ششم: معمولاً عرفـا، صوفيه و ارباب علوم باطنـي سعي مي‌كنند تا پنهان باشند و در خفا و عزلت، فعاليت كنند ولي منهاج فردوسيان آشكارا تبليغ ‌مي‌شود و حق‌جو مي‌پذيرد.
اشكال هفتم: «منهاج فردوسيان» مجوّز فعاليت ندارد.
اشكال هشتم: براي رسيدن به كمال و سعادت، ايمان آوردن به اين‌همه قاعده‌ي نظري و عمل كردن به اين‌همه قانون عملي، كه در «منهاج فردوسيان» آمده، «لازم» نيست.
اشكال نهم: براي رسيدن به كمال و سعادت، ايمان آوردن به تمام قاعده‌هاي نظري و عمل كردن به تمام قانون‌هاي عملي، كه در «منهاج فردوسيان» آمده، «كافي» نيست.
اشكال دهم: در برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان راهكاري براي تغيير صفات ذميمه به صفات حميده ديده نمي‌شود‌.
اشكال يازدهم: احتمال دارد منهاج فردوسيان، در آينده، دچار انحراف شود.
اشكال دوازدهم: تكرار عبارت «در منهاج فردوسيان» در اول هر قاعده‌ي نظري و قانون عملي، موجب ملال خواننده شده و حجم كتاب را بيهوده افزايش مي‌دهد.
اشكال سيزدهم: از سويي ادعا مي‌كنيد كه برنامه‌ي تربيتي «منهاج فردوسيان» كامل و جامع است ولي از سوي ديگر مي‌بينيم كه در پاره‌اي مسائل و موضوعات، داراي قاعده يا قانون روشن نيست.
اشكال چهاردهم: در اين برنامه فقط به اصلاح جهات فردي پرداخته شده و از پرداختن به جهات اجتماعي، خبري نيست.
اشكال پانزدهم: در كتاب «اصول استجماع» مطالبي آمده كه سندي از قرآن و روايت ندارد.
اشكال شانزدهم: در اين برنامه، همه چيز به صورت مستقيم و با تصريح بيان شده در حالي كه با نسل جديد، نمي‌توان به صراحت سخن گفت و تبليغ غير مستقيم، تأثير بيشتري دارد.
اشكال هفدهم: امر تربيت بايد با تدريج و مدارا همراه باشد در حالي كه در منهاج فردوسيان، يك‌باره سه هزار قانون در اختيار جوينده‌ي كمال قرار مي‌گيرد تا مراعات نمايد.
اشكال هجدهم: در قواعد تجملي آمده است: «شايسته است اعتقاد داشته باشند» در حالي كه برخي از اين قواعد، برگرفته از تصريحات قرآن كريم است و «بايسته» است بدان اعتقاد داشت نه «شايسته».
اشكال نوزدهم: «فردوس» بالاترين مقصد انسان نيست.
اشكال بيستم: در منهاج فردوسيان، روايات را بدون توجه به رجال آن قبول مي‌كنند.
اشكال بيست و يكم: در قواعد و قوانين اين برنامه، اخذ به ظاهر كلمات احاديث طبي شده است.
اشكال بيست و دوم: اصحاب منهاج فردوسيان، شيعيان افراطي هستند.
اشكال بيست و سوم: اصحاب منهاج فردوسيان، منهاج فردوسيان را از تمام كتاب‌هاي آسماني و حتي قرآن كريم، بالاتر و تأثير آن در رسيدن به كمال و سعادت را بيشتر مي‌دانند.
اشكال بيست و چهارم: عمل كردن به تمام قوانين منهاج فردوسيان، جلو زدن از رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) و ائمه‌ي طاهرين (عليهم‌السلام) است.
اشكال بيست و پنجم: منهاج فردوسيان پيروانش را «از خود راضي» بار مي‌آورد، به نحوي كه ساير مردم را گمراه و بهائم مي‌دانند.
اشكال بيست و ششم: مطالبي در منهاج فردوسيان به صورت قاعده‌ي نظري يا قانون عملي آمده كه به علت مخالفت با عقل، موجب مسخره كردن است.
اشكال بيست و هفتم: منهاج فردوسيان فقط تصريحات آيات و روايات است و براي رسيدن به برنامه‌ي كامل و جامع،‌ نياز به برداشت‌ها نيز هست. پس منهاج فردوسيان به علت نداشتن برداشت، كامل نيست.
اشكال بيست و هشتم: منهاجي شدن، افراد را از جامعه منزوي مي‌كند.
جواب حلّي (موظف به دوري گزيدن از برخي افراد هستيم):
ـ ستمكاران:
ـ دانشمندان بدكردار:
ـ عبادت‌كنندگان جاهل:
ـ بي‌پروايان (ماجن):
ـ احمق‌ها:
ـ دروغ‌گويان:
ـ بخيلان:
ـ ترسوها:
ـ فاسقان:
ـ فاجران:
ـ مردگان واقعي:
ـ اهل شر (اشرار):
ـ كافر:
ـ اهل شك:
ـ قطع‌كنندگان رحم:
ـ اعرابي:
ـ افراد بي‌فايده:
ـ زنازاده:
ـ ثروتمندان:
ـ سُفلگان:
ـ بدعت‌گذاران:
ـ گنه‌كاران:
ـ عيب‌گيرندگان بر استادان منهاج فردوسيان (عليهم‌السلام):
ـ مجالس گناه:
ـ برخي مريضان (جذامي، پيس، ديوانه):
جواب نقضي (موظف به همنشيني با برخي افراد هستيم):
ـ علما:
ـ عقلا:
ـ نيكان:
ـ صالحين:
ـ خير زادگان:
ـ كريمان:
ـ ذاكرين:
ـ اهل خير:
ـ مجالس ذكر:
نتيجه‌گيري:
اشكال بيست و نهم: عمل به «احتياط»، توهين به تلاش‌هاي فقهاست.
اشكال سي‌ام: رايج شدن «احتياط»، منجر به از بين رفتن نشاط علمي حوزه‌هاي علميه ‌مي‌شود.
اشكال سي و يكم: قرآن كريم، باطن دارد ولي در منهاج فردوسيان فقط ظواهرش گرفته شده است.
اشكال سي و دوم: در «منهاج فردوسيان» دستاوردهاي علمي دانشمندان جهان و تجربيات ارزنده‌ي بشر در طول هزاران سال، ناديده گرفته ‌مي‌شود.
اشكال سي و سوم: توجه زياد به «عمل» نوعي توهين به مقام شفاعت است.
اشكال سي و چهارم: اگر رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) در فردوس (آخرين درجه‌ي بهشت) باشند، صلوات‌هاي ما تأثيري در بالا رفتن درجه‌ي آن حضرت نخواهد داشت.
اشكال سي و پنجم: «منهاج فردوسيان» ما را از علوم روز و اوضاع پيرامونمان آگاه نمي‌سازد.
اشكال سي و ششم: اگر «فردوس اعلي» مقصد انسان باشد،‌ لازم مي‌آيد كه اشرف به اخس برود و اين، نقص است نه كمال.
اشكال سي و هفتم: با اين كه امر شده‌ايم كه حكمت را از منافق و كافر چيني بگيريم، ولي در منهاج فردوسيان، به بهانه‌ي برائت، به اين دستور شرعي، عمل نمي‌كنند.
اشكال سي و هشتم: تبليغ «منهاج فردوسيان» در مناطقي كه شيعه و سني با هم زندگي مي‌كنند، با توجه به «تشيع نانوشته» موجب تحقير شيعيان در نزد سنّيان مي‌شود.
اشكال سي و نهم: «منهاج فردوسيان» موجب ايجاد انشعاب در بين شيعيان شده است.
اشكال چهلم: افشاي اسرار اهل بيت (عليهم‌السلام) ممنوع است، ولي منهاج فردوسيان، اين اسرار را فاش مي‌سازد.
اشكال چهل و يكم: قانون‌هاي منهاج فردوسيان از آسان به مشكل چيده نشده است.
اشكال چهل و دوم: برخي روايات صحيح السند در كتاب‌هاي روايي شيعه آمده است ولي به خاطر اين كه آن كتاب‌ها، جزء منابع منهاج فردوسيان نيست، از آن‌ها استفاده نشده است.
اشكال چهل و سوم: بالاترين محبت، بايد براي خدا باشد نه بهشت، در صورتي كه در منهاج فردوسيان، بر عكس اين، تبليغ مي‌شود.

************************

فصل نهم، در پاسخ به اشكالاتي بر حاج فردوسي:

اشكال اول: «حاج فردوسي» دعوت به خود مي‌كند، در صورتي كه مردان الهي سعي داشته‌اند خود را مطرح نكنند.
اشكال دوم: حاج فردوسي مي‌خواهد با ارائه‌ي اين برنامه‌ي تربيتي، به ثروت، قدرت، شهرت، محبوبيت و مكنت دنيوي برسد.
اشكال سوم: چرا حاج فردوسي اجازه نمي‌دهد او را به بيشتر از «حاج فردوسي» بخوانند و راضي نيست هيچگونه لقب يا كلمه‌‌اي به قبل يا بعد اسمش افزوده شود؟
اشكال چهارم: حاج فردوسي در صدد مريدپروري و مريدبازي است.
اشكال پنجم: حاج فردوسي ادعا كرده كه برنامه‌ي منهاج فردوسيان را از امام عصر (ارواحنا فداه) گرفته است، زمان،‌ مكان و كيفيت اين دريافت را بيان كنيد‌.
اشكال ششم: حاج فردوسي مجتهد نيست، پس چطور مي‌تواند استجماع قواعد و قوانين كند؟
اشكال هفتم: حاج فردوسي به دنبال جريان‌سازي است.
اشكال هشتم: چرا حاج فردوسي، بيوگرافي كامل و مفصلي از خودش منتشر نمي‌كند؟ چرا در باره‌ي خودش صحبت نمي‌كند؟
اشكال نهم: چرا حاج فردوسي، استادانش را معرفي نمي‌كند؟
اشكال دهم: حاج فردوسي در صدد پرورش نسلي بي‌تفاوت از نظر سياسي است.
اشكال يازدهم: حاج فردوسي تصريحات آيات و روايات را بدون ملاحظه‌ي مصالح روز، يعني بدون در نظر گرفتن اقتضائات زمان و مكان، بيان مي‌كند.
اشكال دوازدهم: حاج فردوسي نه تنها «اجازه‌ي اجتهاد» ندارد، بلكه «اجازه‌ي روايت» هم ندارد.
اشكال سيزدهم: حاج فردوسي، زياد در دسترس اصحاب منهاج فردوسيان است.
اشكال چهاردهم: حاج فردوسي، عكس و فيلم خود را منتشر مي‌كند تا مشهور شود!
اشكال پانزدهم: حاج فردوسي معتقد است مراجع تقليد نمي‌توانند «منهاج فردوسيان» را تأييد كنند بلكه «منهاج فردوسيان» بايد محكي براي سنجيدن پايه‌ي مراجع تقليد باشد.
اشكال شانزدهم: حاج فردوسي، اصرار بر شكستن آئين‌ها دارد.
تعريف «دين» و «آئين»:
«دين» و «آئين» در تقابل با يكديگر است:
عمل به آئين، پاداش اخروي ندارد:
عمل به آئين، سرزنش شده است:
«دين»،‌ يكسان ولي «آئين»، متفاوت است:
ضرورت جداسازي مرزهاي دين از آئين:
نتيجه‌گيري و جواب:

***************************

فصل دهم، در معرفي آثار مكتوب منهاج فردوسيان

آشنايي با منهاج فردوسيان (كتاب حاضر):
استاد كامل در منهاج فردوسيان:
استنهاجاتي بر مبناي منهاج فردوسيان:
اصول احتياط منهاج فردوسيان:
اصول استجماع منهاج فردوسيان:
بهشت و جهنم در منهاج فردوسيان:
رساله‌ي توضيح المسائل منهاج فردوسيان:
صدها بهانه براي گريستن:
عمل در منهاج فردوسيان:
قرآن كريم منهاج فردوسيان:
مجموعه‌ي قواعد نظري منهاج فردوسيان:
مجموعه‌ي قوانين عملي منهاج فردوسيان:
مفاهيم راهبردي در منهاج فردوسيان:
مكاتباتي بر مبناي منهاج فردوسيان:
منابع منهاج فردوسيان:
مواعظ استادان منهاج فردوسيان:
موسيقي در منهاج فردوسيان:

خاتمه
ضمائم

جدول محاسبه‌ي قانون‌هاي منهاج فردوسيان
فرم تقاضاي عضويت در مجموعه‌ي رفقاي منهاج فردوسيان

توجه: جلسات صوتي اين كتاب را از اينجا بشنويد.


برچسب: ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۴۷ توسط:مهشيد الهي موضوع:

ادبيات سنگين مرحوم بهجت (ره)

مرحوم آيت الله بهجت (ره)، يك اصل را هميشه تكرار مي‌نمود كه به واضحات عمل كنيد تا بقيه‌ي راه برايتان روشن شود. اين سخن، كاملاً منهاجي است و بناي منهاج فردوسيان نيز بر همين مدار است كه بايد به واضحات و مسلمات شريعت غراي اسلام و تشيع ناب اثني‌عشري عمل كرد تا درهاي ملكوت و خوشبختي دنيا و آخرت به روي دل و جانمان باز شود.
ولي نكته‌اي كه به نظر مي‌رسد نگذاشت تا پيام مرحوم بهجت (ره) به مشتاقان برسد، جدا از عوامل ديگر، سنگيني ادبيات ايشان بود. آن مرحوم، قلمي بسيار مغلق و سنگين داشت و در كمال ايجاز و اختصار مي‌نوشت و به وفور از لغات عربي و اصطلاحات فقهي و روايي استفاده مي‌كرد. همين بود كه خيلي از كساني كه علاقه‌مند به ايشان و راهشان بودند را از بهره‌مندي از آثار قلمي‌شان محروم و دلزده مي‌ساخت.
نمونه‌اي از اين دستورالعمل‌ها را در زير بخوانيد:

بسمه تعالي

الحمدلله وحده و الصلاه علي سيد الانبياء محمد و آله ساده الأوصياء الطاهرين و اللعن الدائم علي اعدائهم من الأولين و الآخرين.
و بعد، مخفي نيست بر اولي الألباب كه اساسنامه حركت در مخلوقات، شناختن محرّك است كه حركت، احتياج به او دارد، و شناختن ما منه الحركه و ما إليه الحركه و ما له الحركه، يعني بدايت و نهايت و غرض، كه آن به آن، ممكنات، متحرك به سوي مقصد مي باشند.
فرق بين عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرك را شناختيم و از نظم متحركات، حسن تدبير و حكمت محرّك را دانستيم، تمام توجه ما به اراده تكوينيه و تشريعيه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترين شهيد باشد؛ و واي به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.
در عواقب اين حركات، جاهل مي گويد: «اي كاش خلق نمي شدم»، عالم مي گويد: «كاش ۷۰ مرتبه، حركت به مقصد نمايم و باز بر گردم و حركت نمايم و شهيد حق بشوم».
مبادا از زندگي خودمان، پشيمان شده بر گرديم؛ صريحاً مي گويم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصي در ياد منعم حقيقي است و نصف ديگر در غفلت، نصف زندگي، حيات او محسوب و نصف ديگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خويش و عدم نفع.
خداشناس، مطيع خدا مي شود و سر و كار با او دارد؛ و آنچه مي داند موافق رضاي اوست، عمل مي نمايد؛ و در آنچه نمي داند، توقف مي نمايد تا بداند؛ و آن به آن، استعلام مي نمايد و عمل مي نمايد، يا توقف مي نمايد؛ عملش، از روي دليل؛ و توقفش، از روي عدم دليل.
آيا ممكن است بدون اين كه با سلاح اطاعت خداي قادر باشيم، قافله ما به سلامت از اين رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آيا ممكن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غير او باشد؟ پس قوت نافعه باقيه نيست، مگر براي خداييان، و ضعفي نيست مگر براي غير آنها.
حال اگر در اين مرحله، صاحب يقين شديم، بايد براي عملي نمودن اين صفات و احوال، بدانيم كه اين حركت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّك دواعي باطله است، كه اگر اعتنا به آنها نكنيم، كافي است در سعادت اتصال به رضاي مبدأ اعلي:
«أفضل زاد الراحل إليك عزم إراده».

والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاه علي محمد و آله الطاهرين و اللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين.
مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه هـ.ش.
مطابق با ربيع الاول ۱۴۱۷ ه. ق.


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۴ توسط:مهشيد الهي موضوع:

چرا غير اصحاب منهاج فردوسيان را بهائم مي‌دانيد؟

سلام عليكم
چرا در منهاج فردوسيان، غير منهاجي‌ها را بهائم مي‌دانيد؟ و آيا همين كه وارد منهاج فردوسيان شديم، از بهائم بودن خارج مي‌شويم؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
براي رسيدن به جواب اين سؤال، بايد به چند مقدمه توجه كنيد:
مقدمه‌ي اول: منهاج فردوسيان،‌ مجموعه‌اي از واضحات و مسلمات قرآن كريم و روايات معتبر شيعه‌ي اثني‌عشري از رسول معظم و ائمه‌ي طاهرين (عليهم السلام) است؛ پس هر قاعده‌اي كه نمي‌فهميد يا نمي‌پسنديد را طرد نكنيد كه در حقيقت، طرد كردن و كنار گذاشتن آيه‌اي از آيات قرآن كريم يا روايتي از روايات معتبر شيعي است.
مقدمه‌ي دوم: در روايت معتبر آمده است: عَنْ كَامِلٍ التَّمَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام يَقُولُ‏: «النَّاسُ كُلُّهُمْ بَهَائِمُ ـ ثَلَاثاً ـ إِلَّا قَلِيلًا مِنَ‏ الْمُؤْمِنِينَ‏ وَ الْمُؤْمِنُ‏ غَرِيبٌ‏ ـ ثَلَاثَ‏ مَرَّاتٍ ـ».
ترجمه: امام باقر عليه السلام سه مرتبه فرمودند: همه‌ي مردم بهائم هستند. (سپس يك بار فرمودند) : مگر اندكي از مؤمنين. (سپس سه بار فرمودند:) و مؤمن غريب است.
منبع: كافي، محدث كليني، جلد ‏۲، صفحه‌ي ۲۴۲، باب في قله عدد المؤمنين.
در اين روايت، كه از لحاظ سند و منبع، معتبر است، امام باقر (عليه‌السلام)، فقط اندكي از مؤمنين را از بهيمه بودن استثناء كردند. در ادامه، خواهيم كوشيد با توجه به ساير آيات و روايات، منظور آن حضرت از «قليلاً من المؤمنين» را توضيح دهيم.
مقدمه‌‌ي سوم: آنچه از مجموع آيات و روايات به دست مي‌آيد، اين است كه انسان، مجموعه‌اي از صفات رذيله را در خود دارد كه جز با تلاش مستمر و جهاد با نفس،‌ نمي‌تواند آن‌ها را به صفات حميده تبديل سازد. راه حل تبديل صفات رذيله به صفات حميده، اصلاح اعتقادات و عمل است تا در سايه‌ي اصلاح ريشه‌هاي اعتقادي و ظهورات عملي، آن صفت رذيله به ضد خودش كه صفت حميده باشد تبديل شود.
مقدمه‌ي چهارم: برخي حيوانات، مظهر برخي صفات هستند يا برخي صفاتشان، ظهور و بروز بيشتري دارد؛ مثلاً شير، مثالي براي رياست‌طلبي است يا روباه،‌ مثالي براي حيله‌گري است يا خروس، مثالي براي تنوع‌طلبي جنسي است يا خوك، مثالي براي بي‌غيرتي است يا عقرب، مثالي براي نيش‌زدن‌هاي بي‌حساب است يا طاووس، مثالي براي افتخار به زيبايي ظاهري است و …
قرآن كريم نيز اين گونه مثال‌ها استفاده كرده است،‌ آنجا كه مي‌فرمايد: «مَثَلُ الذينَ حُمِّلُوا التوْراهَ ثُم لَمْ يحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يحْمِلُ أَسْفاراً» (سوره‌ي جمعه، آيه‌ي ۵) ترجمه: مثال كسانى كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گرديدند] آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثال خرى است كه كتاب‌هايى را بر پشت مى‏كشد. يا مي‌فرمايد: «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا‏» (سوره‌ي اعراف، آيه‌ي ۱۷۶) ترجمه: مثالش چون داستان سگ است [كه] اگر بر آن حمله‏ور شوى زبان از كام برآورد و اگر آن را رها كنى [باز هم] زبان از كام برآورد، اين مثال آن گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند.
مقدمه‌ي پنجم: خداوند متعال در اين آيات قصد سرزنش بندگان يا ناسزاگويي و فحش دادن به آنان را ندارد، زيرا خداوند سبحان، ناسزا نمي‌گويد و فحش نمي‌دهد، بلكه از يك واقعيت خبر مي‌دهد كه برخي افراد، با عمل نكردن به دستورات الهي، شكل ملكوتي خود را به صورت برخي حيوانات تغيير مي‌دهند و با همين صورت، وارد قيامت خواهند شد.
اكنون با قبول اين كه حق تعالي از يك واقعيت خبر مي‌دهد،‌ ثابت مي‌شود كه برخي انسان‌ها، در ملكوت خود، به شكل برخي حيوانات هستند. با اين تحليل، قسمت اول حديث كه مي‌فرمايد: «النَّاسُ كُلُّهُمْ بَهَائِمُ» درست مي‌شود و مستند قرآني پيدا مي‌كند.
مقدمه‌ي ششم: يكي از كارهايي كه خداي تعالي براي افرادي كه توبه كنند و ايمان بياورند و كارهاي نيك انجام دهند، اين است كه بدي‌هايشان را به خوبي تبديل مي‌سازد. قرآن كريم بعد از برشمردن گناه اعتقادي و عملي و كيفر آن كه خلود در جهنم است، مي‌فرمايد: «إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ» (سوره‌ي فرقان، آيه‌ي ۷۰) ترجمه: مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند پس خداوند بدي‌هايشان را به نيكي‌ها تبديل مى‏كند.

جمع‌بندي و نتيجه‌گيري:

اولاً: برخي انسان‌ها در باطن خود، به صورت حيوان هستند.
ثانياً: حيواني شدن باطن، بر اثر اعتقادات باطله و اعمال فاسده است.
ثالثاً: با اصلاح ديدگاه‌ها و اعمال، مي‌توان از تبديل بدي‌ها به خوبي‌ها كه امتيازي از سوي خداي تعالي است، بهره‌مند شد.

سؤال و جواب:

سؤال: در روايت امام باقر (عليه‌السلام) آمده است كه فرمودند: «إِلَّا قَلِيلًا مِنَ‏ الْمُؤْمِنِينَ»، اين مؤمنين، چه خصوصيتي دارند كه از دايره‌ي بهيميت خارج شده‌اند؟
جواب: اگر بگوييم: مؤمن، يعني كسي كه ايمان آورده است و گناه اعتقادي ندارد، ولي دلالت بر اين ندارد كه عمل صالح نيز انجام مي‌دهد. پس منظور آن حضرت، كساني هستند كه ايمان آورده‌اند و عمل صالح نيز انجام مي‌دهند؛ در اين صورت، اين اشكال پيش مي‌آيد كه ايمان حقيقي، آن است كه با عمل، خود را نشان دهد. پس اگر كسي مؤمن خوانده شد، لابد بايد داراي اعمال صالح نيز باشد. در اين صورت، معني كردن كمي از مؤمنين، به كساني كه ايمان را با عمل صالح همراه كرده‌اند، خارج از قاعده خواهد بود.
پس براي رهايي از اين اشكال، مجبوريم اين فقره را چنين معني كنيم: «مگر كمي از مؤمنين (كساني كه ايمان و عمل صالح دارند) و در اثر مداومت، اعتقادات درست و اعمال صالح، جزء وجودشان شده و موجب تغيير ملكوتشان گرديده است».

سؤال و جواب:

سؤال: آيا تمام اصحاب منهاج فردوسيان موفق به خروج از بهيميت به انسانيت مي‌شوند؟
جواب: اصحاب منهاج فردوسيان داراي مراتبي هستند. فقط منهاجي‌اي موفق به خروج از بهيميت ملكوتي مي‌شود كه بعد از اصلاح ديدگاه‌ها، به مراعات قوانين طبقات اول تا ششم بپردازد و چندان بر آن استقامت كند تا بر اثر تلاش مداوم و جهاد پيوسته با نفس، ملكات رذيله و حيواني‌اش به ملكات قدسيه و انساني تبديل گردد. از اين دسته از اصحاب منهاج فردوسيان به «منهاج‌كوش» تعبير مي‌كنيم. پس چنانچه «منهاج‌كوش» بر مراعات قوانين عملي منهاج فردوسيان استقامت كند و استمرار دهد، موفق خواهد شد صورت‌هاي حيواني باطن و ملكوت خود را زايل ساخته و صورت‌هاي انساني و فرشته‌اي به جايش قرار دهد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۵:۵۴ توسط:مهشيد الهي موضوع:

اشكالات نسخه‌ي دوم قواعد نظري منهاج فردوسيان

باسمه تعالي

با تقديم بهترين سلام‌ها و تشكرها به ساحت آن عده از اصحاب منهاج فردوسيان كه با مطالعه‌ي دقيق «مجموعه قواعد نظري» و ارسال اشكالات، نواقص و موارد تكراري، ما را در راه اصلاح و بهبود نسخه‌هاي بعدي ياري مي‌رسانند. متن كامل اشكالات را در اين صفحه به استحضار عموم اصحاب منهاج فردوسيان مي‌رسانيم. همچنان منتظر انتقال اشكالات و ابهامات اين كتاب هستيم.

اشكالات و نواقص قواعد نظري منهاج فردوسيان (نسخه‌ي دوم)

۱. در صفحه ۲۲۱ سطر ۱۸ كلمه ناجش و منجوش با توجه به علامت توضيح در آخر كتاب توضيح داده نشده است
۲. قاعده ستاره دار (صفحه۱۲۹) سطر«۲۲» خانه اي كه تلاوت قرآن در نيست. كلمه (آن) جا افتاده است.
۳. قاعده ۱۱۷۳ كلمه (اختبال) با اينكه علامت توضيح «ستاره» دارد ولي در آخركتاب توضيحي برايش نيامده است.
۴. قاعده ۸۶۶ در صفحه ۸۷ جمله (تضمين شده است) ۲ بار آمده كه يكي اضافه است.
۵. قاعده ۴۰۸ يك حرف (و) ما بين جمله بين او و بين خدا كم دارد.
۶. قاعده ۳۸۴ و ۳۹۵ تكراري هستند.
۷. قاعده ۳۸۳ و ۳۹۳ تكراري هستند.
۸. قاعده ۳۵۵ و ۳۶۵ يكي هستند
۹. عبارت اول صفحه‌ي ۲۷۱ تكراري است
۱۰. قاعده‌ي ۹۷ صفحه‌ي ۳۱: كلمه‌ي خداي تعالي به اول قاعده افزوده شود.
۱۱ قاعده‌هاي ۱۴۳ و ۱۴۴ در صفحه‌ي ۳۵، تكراري است.

********************


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۵:۳۱ توسط:مهشيد الهي موضوع:

نظري بر «مفاتيح الحيات» اثر آيت الله جوادي آملي

سلام عليكم
نظر شما در مورد كتاب «مفاتيح الحيات» اثر آيت الله جوادي آملي چيست؟ آيا مي‌توان به عنوان يك برنامه‌ي سير و سلوكي به آن عمل كرد؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
برنامه‌ي تربيتي داراي مؤلفه‌ها و مشخصه‌هايي است كه در كتاب فوق الذكر ديده نمي‌شود. از جمله‌ي اين ملاك‌ها مي‌توان به دو مورد زير اشاره كرد:
۱ـ برنامه‌ي تربيتي بايد داراي مرحله‌بندي باشد يعني از كلاس اول شروع شده و تا كلاس‌هاي بالاتر را مرحله به مرحله مشخص كند. كتاب فوق، اينگونه نيست.
۲ـ برنامه‌ي تربيتي شامل يك سري اوامر و نواهي است يعني به صورت روشن به رهرو خود امر مي‌كند كه اين موارد مشخص را انجام بده و او را از انجام برخي موارد مشخص ديگر، نهي مي‌كند. كتاب فوق اينگونه نيست.
پس در يك نظر كلي مي‌توان اين كتاب را «حليه المتقين» با ويرايش جديد دانست. البته تلاش گسترده و زيادي براي اصل كتاب، آدرس‌ها و حتي تايپ، صفحه‌آرايي و چاپ آن به كار رفته است كه نمي‌توان ناديده گرفت و بر ارزش آن مي‌افزايد.
در هر حال توصيه مي‌شود اگر به دنبال برنامه‌اي مرحله‌بندي براي «عمل» مي‌گرديد، به سراغ اين كتاب نرويد چون حيران خواهيد شد. ولي اگر دوست داريد نظر اسلام را (به صورت علمي) در مورد برخي موضوعات بدانيد، مي‌تواند منبع مفيدي باشد.
جهت جلوگيري از هر گونه كج‌فهمي، تأكيد مي‌كنيم جواب ما فقط ناظر به اين است كه كتاب «مفاتيح الحيات» را نمي‌توان به عنوان «برنامه» استفاده نمود ولي كتاب علمي خوبي است و در اندازه‌ي خودش، تلاش فراواني براي فراهم آمدنش مصروف شده است كه خداوند به نويسندگانش اجر فراوان عنايت فرمايد.
هر گاه بپرسند «قرآن كريم» رمان است يا «بينوايان»، خواهيم گفت: «بينوايان»؛ و اين به معني توهين به قرآن كريم يا قبول نداشتن آن نيست. بلكه در صدد بيان حقيقت هستيم.
در اين مورد نيز ما فقط برنامه‌ بودن كتاب «مفاتيح الحيات» را رد كرديم نه اينكه كتاب مفيدي نيست يا ارزش علمي ندارد.
البته بديهي است كه احمق‌ها بعد از خواندن اين مطلب، ما را متهم به مخالفت با آيت الله جوادي آملي (حفظه‌الله) يا قبول نداشتن كتاب «مفاتيح الحيات» خواهند كرد، زيرا احمق، قدرت تشخيص ندارد و هر مخالفتي را به دشمني با اساس آن چيز تفسير مي‌كند.

موفق باشيد
حاج فردوسي

 

 


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۵:۰۴ توسط:مهشيد الهي موضوع:

آيا رسول خدا (ص) دست كارگري را بوسيدند؟

سلام
آيا درست است كه رسول خدا (ص) دست كارگري را بوسيدند؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
جواب: اين مطلب فقط در يك روايت يافت شد كه نخست به بيان روايت مي‌پردازيم:
إنَّ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و سلم لَمّا أقبَلَ مِن غَزوَهِ تَبوكَ استَقبَلَهُ سَعدٌ الأَنصارِيُّ، فَصافَحَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و سلم، ثُمَّ قالَ لَهُ: «ما هذَا الَّذي أكتَبَ يَدَيكَ؟» قالَ: يا رَسولَ اللّه، أضرِبُ بِالمَرِّ وَالمِسحاهِ فَاُنفِقُهُ عَلى عِيالي. فَقبَّلَ يَدَهُ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و سلم، وقالَ : هذِهِ يَدٌ لاتَمَسُّهَا النّارُ أبَداً.
ترجمه: انس بن مالك گويد هنگامي كه رسول خدا (ص) از جنگ تبوك بازگشت، سَعد انصارى به پيشواز وى آمد. پيامبر پس از آن كه دست او را فشرد به وى فرمود: «به چه سبب دستانت اين گونه سخت و زبر شده است؟» گفت: اى رسول خدا، بيل مي‌زنم و طناب مي‌كشم و خرج زندگي خانواده‌ام مى‌كنم. پس رسول خدا (ص) دست وى را بوسيد و فرمود: «اين دستى است كه هرگز آتش به آن نمى‌رسد».
بررسي منبع: اين روايت فقط در دو منبع زير يافت شد:
اُسد الغابه، ابن اثير، ج ۲، ص ۲۶۹
تاريخ بغداد، خطيب بغدادي، ج ‏۷، ص ۳۵۳.
كه هر دو از منابع دست دوم حديث عامه است. آشنايان با اصول استخراج منهاج فردوسيان مي‌دانند كه از حديثي مي‌توان قاعده يا قانون استخراج كرد كه علاوه بر جهات ديگر، از تصريحات قرآن كريم يا روايات شيعه‌ از معصومين (عليهم‌السلام) باشد. پس اولين امتياز منفي اين روايت، منحصر بودنش به منابع عامه است.
ثانياً: بايد از معصوم نقل شده باشد، در حالي كه اين روايت از انس بن مالك نقل شده است كه جايگاهي در نزد شيعه ندارد و از بزرگان عامه محسوب مي‌شود.
ثالثاً: با روايات مسلّم و صحيح السند و داراي منبع معتبر كه بوسيدن دست را نهي كرده است، منافات دارد.
رابعاً: به فرض اين كه در منابع معتبر مي‌آمد، فعل معصوم است و فعل معصوم از لحاظ اصول استخراج منهاج فردوسيان، دلالت بر استحباب ندارد. پس به فرض اين كه چنين روايتي در منابع معتبر مي‌بود و به فرض اين كه از معصوم نقل مي‌شد، چون فعل است نه امر و نهي، قابل پيروي نيست و فقط در حد يك گزارش تاريخي يا قاعده‌ي تجملي مي‌توانست مورد استفاده قرار گيرد.
البته با توجه به بي‌اعتبار بودن منبعش، اصلاً قابل توجه و استناد نيست.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۴:۴۱ توسط:مهشيد الهي موضوع:

آيا مي‌شود به كتاب‌هايي كه راجع به بزرگان و عرفا نوشته شده، اعتماد كرد؟

سؤال:
آيا مي‌شود به كتاب‌هايي كه راجع به بزرگان و عرفا نوشته شده، اعتماد كرد؟
جواب:
اين زندگينامه‌ها و كرامت‌نامه‌ها به دلايل مختلف، قابل اعتماد نيست. برخي از اين دلايل عبارتند از:
۱. داشتن معارض (يعني اين حكايتي كه در اين كتاب نقل شده و دلالت بر فضيلت صاحب آن دارد،‌ حكايت ديگري هم در جاي ديگر داريم كه دلالت بر عدم فضيلت صاحب آن دارد)؛
۲. محبت نويسنده به صاحب كرامت (كه موجب كرامت‌تراشي مي‌شود)؛
۳. تك سندي (يعني فقط از يك نفر نقل شده است و احتمال هرگونه خطا و عمدي در آن مي‌رود)؛
۴. ضبط غير دقيق (گاهي كم يا زياد شدن يك كلمه،‌ معني جمله را عوض مي‌كند و معمولاً در زندگينامه‌ها به اين نكته توجه نمي‌شود)؛
۵. غير حرفه‌اي بودن اكثر نويسنده‌هاي اينگونه آثار؛
۶. بي‌تقوايي و خيانت برخي نويسندگان اينگونه كتاب‌ها (كه موجب اسطوره‌سازي و افسانه‌پردازي و ارائه‌ي تحليل‌هاي نادرست به خواننده مي‌شود).
نتيجه: در مجموع،‌ به كرامت‌ها و خوارق عادات به چشم قصه نگاه كنيد،‌ اگر نكته‌ي آموزنده‌اي داشت مثل سختكوشي،‌ امانتداري، بردباري و … از آن استفاده كنيد ولي دلخوش به آن نباشيد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۴:۱۶ توسط:مهشيد الهي موضوع: